زندگي در رويا!

سلام دوستان.

در مورد سوالي كه خانم سارا كرده بود ميخواستم پست بگذارم. راستشو بخوايد من اين پست رو زودتر از موقع مقرر گذاشتم چون سرم خيلي شلوغ شده و براي پست شايد هر دو هفته يك بار بتونم وقت بذارم. اما پستهاي زيادي هم نمونده و من هم نميخوام به بيراهه برم و وقت دوستان توي وبلاگ به بيهودگي بگذره كه بيخودي وبلاگ رو طولاني كنم و غير مفيد باشه.

راستش الان ساعت 9 شبه و من نظر سارا رو خوندم و روش فكر كردم ("سلام. ممنونم از مطالبتون و اینکه اینقد با حوصله برای کمک به دیگران وقت می گذارید. من دانشجوی ارشد عمران هستم در دانشگاه صنعتی شریف. می خواستم ازتون بخوام که بیشتر در مورد تجربه زندگی در اونجا و تنهایی هاش بگید! خصوصا حالا که در مورد اپلای کامل نوشتید. من خودم خیلی با خودم کلنجار رفتم که چه کنم! برم یا نه! خصوصا اینکه خانواده ام راضی نیستن ! با اینکه شرایط تحصیلی ام خوبه و امکان رفتن را دارم اما خانواده ام از این جهت که دخترم و کسی از بستگانمان آنجا نیست که حمایتم کنه راضی نیستند! از طرفی خودم حس می کنم که این یه فرصتیه که نباید به راحتی از کنارش بگذرم! و همینطور دیگه دکتری خواندن در ایران حتی در شریف هم برام لذتی نداره... نمی دانم! شاید اینها مشکلات دخترای دیگه ای هم باشه! ممنون می شم اگه از تجربه زندگی تون بگید.").

سوال قشنگي پرسيد. اما جوابش رو كمتر جايي ميشه پيدا كرد. بچه هايي كه ميان اينور اصلا حال و حوصله اين بحثها رو ندارن. هر كسي سرش تو كار خودشه. اون موقع كه خودم خيلي دنبال پيدا كردن اين سوالها بودم جايي جوابشو پيدا نكردم. ببينيد، به اين سوال هر كسي طبق نظر خودش پاسخ ميده و اصلا نميشه تعميمش داد. من هر چي بگم از نظر خودم ميگم. ممكنه شخصه ديگه اي كاملا با من مخالف باشه.

نميدونم از اينور آب چه چيزي تو ذهن داريد. با اون چيزي كه فكر ميكردم من بالشخصه خيلي فرق داره. من فكر ميكردم اينجا خيلي شلوغه و آدم، آدم و نميشناسه و هر كسي پي كار خودشه و مدام در تكاپو و خيلي همه با كلاس و ... . اما اون چيزي كه برام مشخص بود وقتي اومدم اينجا اين بود كه مثل شهر خودمون بود. نه اما از نظر ظاهري. يعني انگار دارم تو مثلا تهران زندگي ميكنم. اونقدر ايراني اينجاها دور و برت ريخته كه وقت نميكني با افراد ديگه برخورد داشته باشي. البته به خودت هم بستگي داره. ميتوني اينجا رو به شهر خودت تبديل كني ميتوني هم از همه جدا بشي. روزي كه ما اوميدم اينجا شب رسيديم و رفتيم هتل و يكي دو روز دنبال خونه بوديم و پيدا كرديم و خيلي هم عالي همه چيز پيش رفت. بعد هم مستقر شديم و خونه رو تكميل كرديم و تمام. من مثلا صبح دو سه روز بعد رفتم دانشگاه و با استادم صحبت كردم. بعد هم اتاقم رو بهم نشون داد و آزمايشگاه و همين. بعد من رفتم خونه و خيلي معمولي كارام و انجام دادم و صبح دوباره رفتم دانشگاه و تو اتاقم به كارام رسيدم و با يكي دو تا از بچه هاي گروه صحبت كردم و بعد هم بعد از ظهر اومدم خونه. اين برنامه منه اينجا. نه جاي خاصي ميرم نه اهل مسافرت و گردش آنچناني و .. . فقط ورزش ميكنم. اما هستن كسايي كه اينجوري زندگي ميكنن:

صبح ساعت 12 (صبح!) بيدار ميشن و يه ذره ميچرخن و بعد ميرن دانشگاه. اونجا هم يه ذره سر ميجنبونن و با اين برو با اون بيا. بعد ميرن آزمايشگاه و اونجا هستن كمي و بعد، بعد از ظهر ميرن خونه. يه ذره استراحت ميكنن و شب ميرن يا شب گردي (حالا نميدونم چي داره تو خيابونها شب كه انقدر دوست دارن اين كار رو) يا پارتي باشه يا كلوپي باشه ميرن اونجا. بعد هم ديگه من خوابم ميبره نميدونم چه كار ميكنن شبها! آخر هفته ها هم كه ديگه كوه گردي با بچه ها و چه داخلي چه خارجي و كبابي و ... . كو درس و پروژه؟!

ميخوام بگم خودت تعيين ميكني اينجا چه كار كني. تو تهران هم همين داستان رو داشتن بعضي بچه ها. اينجا هم مثل همونجا. يعني اينقدر ميتوني زندگي آرومي براي خودت درست كني كه حساب نداره. من تو دانشگاه با بچه هاي ايراني زياد برخورد دارم. بعضيهاشون خيلي خونگرم هستن اما بعضيهاشون از اين خارجيها هم حتي ازت بيشتر فاصله ميگيرن.

دانشگاه ها اينجا مثل دانشگاه هاي خودمون ميمونه. اما خوب يه ذره مكانيزه تر هستش. مثلا كتابخونه تسهيلات بيشتري داره و دانشگاه كلا آروم تره. امكانات اينترت بهتري داره. مثلا اينجا دانشجوي دكترا اتاق داره اما ايران بهت كمد هم نميدن كه وسايلتو بذاري. اينجا اگه خونت نزديك دانشگاه باشه صفا ميكني. خونه يعني دانشگاه. اما تهران مثلا از انقلاب بري صادقيه يك ساعت حدودا تو راهي. حالا دود و خستگي بماند. اينجا اصلا آلوده نيست هواش. و اين رو شادابيت خيلي تاثير داره، نسبت به تهران البته نه شهرستان. خيلي برام جالبه، اينجا اصلا ماشينها بوق نميزنن. اصلا صداي اضافي آزارت نميده. همه چهار راه ها هم چراغ قرمز داره. اينجا هم مردمش از چراغ قرمز رد ميشن (اين جمله ايه كه اون خبر نگاره كه جوونه تو 20:30 ميگفت!!!! بعد رفته بود از يه خيابون تو نيويورك تو زماني كه رئيس جمهور رفته بود دانشگاه كلمبيا كه چراغ قرمز داشت فيلم گرفته بود. واقعا كه. كه مثلا اينجا هم آره.....ه...ه...ه) اما ميدونيد فرقش چيه. اولا چراغ قرمزها از 30 ثانيه بيشتر نيست معمولا. دوما،‌مردم وقتي از چراغ رد ميشن كه اصلا ماشيني نياد بره. معمولا هم دو سه تا ماشين پشت چراغ ميمونن و به محض سبز شدن چراغ سريع ميرن و ميمونن مردم. خوب اونا هم رد ميشن وقتيم ماشين نباشه. اما امكان نداره كه يه ماشين از دور بياد اونها حتي فكر اينو بكنن كه رد بشن از خيابون. حتي دوچرخه ها اينجا به قوانين كاملا پايبندن. حالا شما مردم عزيز تهران رو ببينيد تو چهار راه وليعصر، ميدون وليعصر، صادقيه، هفت تير، بازار، فاطمي، .... همه انگار ملت دارن حقشون رو ميخورن. اصلا به هم رحم ندارن. موتورها هم اصلا به قوانين پايبند نيستن چه برسه به دوچرخه. خيلي جالب بود برام اينجا يه چيزي چون بعد از مدتها جوابشو پيدا كردم كه چرا اينجا انقدر آرومه. آخر سر به اين نتيجه رسيدم اينجا كسي موتور سوار نميشه!!! اونم با اون صدااااااااااااااااااا!!! اگر هم باشه تك و توك اون هم اسپرت سوار ميشن از اون گلوله ها. اينها همه دست به دست هم داده كه محيط خيلي آروم باشه با اينكه شهر در حدود 4 ميليون جمعيت داره.

خيابونها تا صبح زنده هست اما نه مثل تهران كه از سر و صدا نميشه بخوابي بعضي جاهاش. اما كلا آرومه خيلي. اين باعث ميشه خودتم آروم باشي. متاسفانه تهران رو بعضي مهاجراش خراب كردن. طرف از فلان جاي كشور به اميد كار مياد تهران بعد ميره موتور ميخره ميره تو خيابون. بريد بينيد چقدر از موتوريهاي تهران مال شهرستان هستن. من خيلي ديدم كه دارم ميگم. دولت هم كه انگار خوشش مياد از اين موتوريها. اصلا رسيدگي نداره. اين راهنمايي رانندگي فقط بلده بره تو جاده ها با ماشين پليس كمين كنه و جالبه كه به پشت ماشين رو تو جاده پارك ميكنن و صندوق رو ميزنن بالا كه چراغ بالاي سقف معلوم نشه بعد با دوربين ملت رو جريمه ميكنن. واقعا متاسفم. چيزه جالبه ديگه اينكه من تا امروز اينجا اصلا شكل ماشين پليسش رو هم نديدم آخه چه شكليه تو خيابون. اصلا پليس نمياد بره. شايدم من نديدم. اما آخه يه بارم نبينم؟

اينها همه حاكي از اينه كه اينجا مردمش براي هم احترام قائلن. اما تو تهران فقط يه سري احترام قائلن براي هم. مثلا من تا به امروز نديدم كه بخوام از يه در رد شم (اينجا درهاش مثل اداره هاي خودمون ميمونه كه بالاش يه چيزي داره كه اسمش رو نميدونم و در خودش بسته ميشه اگه ولش كني) و فرد جلويي در رو ول كنه به امانه خدا. خيلي برام جالبه و خيلي به اين دقت كردم كه حد اقل يه بار ببينم. اما جز از اين چينيها و هنديها و ايرانيها شخصه ديگه اي خلاف اين رفتار نميكنه. بازم از بين اونها معدود. اينها كلاس نمياره كه من دارم راجع بهش صحبت ميكنم اما فقط و فقط نشون ميده مردم براي هم شخصيت و احترام قائلن. ديگه لازم نيست بگم مردم ما چقدر براي همديگه احترام قائلن البته بعضيهاشون. كلا اينجا اعصابتون راحته همين.

امام راجع به دلتنگي. من آ.س بهتون قول ميدم اگه مشكلتون دلتنگي هست بيايد اينجا حل ميشه و اين حرفها رو نزنيد. بهتون قول ميدم 2 هفته اي بهش عادت مبكنيد. اصلا يه جوريه كه دلتنگي يادتون ميره. نه اينكه كسي رو فراموش كنيد نه. اما ميخوام بگم اين حرفها نيست اينجا. شما هر روز با خانواده حرف ميزنيد. هر زمان كه اراده كنيد. اينجا دقيقا مثل زندگي شهرستان ميمونه براي دانشجوها. اگه اون رو تحمل كرديد اين هم مثل اونه با اين تفاوت كه چون محيط براتون جديده ازش لذت هم ميبريد. حداقل براي تحصيل ارزش داره كه بيايد. اگه امكانش رو داريد و نمياييد اشتباه بزرگي كرديد. حداقل براي درس بياييد. نميخوايد كه تا ابدالدهر اينجا بمونيد. تجربه اش حد اقل خيلي خوبيه. ارزشش رو داره. حالا من هر چي بگم باز كم گفتم. نميگيريد من چي ميگم. اينجا هم دوستاي ايراني داريد هم ايرانيها هواي همديگر رو دارن. از ليمو اماني بگير تا گوشت حلال و برنج و سبزي و .. اينجا مغازه هاي لبناني و عربي و كردي و ايراني هستن و همه چي دارن براي فروش. اينجا قيمت همه چي مثل ايرانه فقط حدود دو برابر اما حقوق حدود 10 برابره ايرانه. خودتون ديگه ببينيد پس انداز چقدر ميشه. ايران ميوه كيلويي 2000 تومانه اينجا هم 2$. اينجا ما زندگي براي خودمون درست كرديم كه انگار تو ايرانيم. همه چي درست ميكنيم از غذاهاي ايراني.

شما اگه شهرستان درس خونده باشيد مگه با چند نفر آدم ارتباط داشتيد؟‌ اينجا هم همونه. زندگي آرومي ميتونيد درست كنيد براي خودتون در دوران تحصيل. اگه يه خونه خوب بگيريد ميتونيد تا آخر تحصيل همونجا بونيد. بهش خيلي زود عادت ميكنيد. بعد از اينكه بياييد اينجا درسها شروع ميشه و با اندكي درس سرتون گرم ميشه و با خانواده همش ارتباط داريد و دلتنگي نميكنيد. عوضش تا آخر عمر اين تجربه يادتون نميره. اينجا هم اصلا واقعا بايد وقت پيدا كني بري گردش. من خودم اصلا وقت آزاد پيدا نميكنم. لذا از محدوده دانشگاه اونورتر نرفتم. چون ميگم از وقتم ميتونم بيشتر استفاده كنم. اما خوب هر دو ماه يك بار يه پارك كوچه پشتي هست ميريم (خيلي دور نيست :)) از شوخي گذشته اينجا هم ميتونيد به تفريحتون برسيد هم به ورزشتون هم به درستون هم به پروژه. لا اقل بيايد اگه دوست نداشتيد برگرديد بعد يه ترم يا اصلا وسط ترم. اما اگه ميتونيد بياييد.

براي اومدن هم سخت نگيريد زياد. زبان بخونيد و اپلاي كنيد بيخيال معدل و مقاله. اگه داريد اينها رو چه بهتر اما اگه نه بازم اپلاي كنيد يه جا بالاخره ميگيرتتون. 

راجع به ازدواجم همينجا بهتره قضيه رو بگم كه به يه پسته ديگه نكشه. اين زندگي كه من بالا براتون تشريح كردم خيلي زندگي آرومي بود نه؟ شما مثلا با دوستتون هم خونه هستيد. نفري مثلا 400 تا اجاره خونه ميديد براي يه خونه يك خوابه و نفري 200 تا هم خورد و خوراك. 100 تا هم متفرقه. 700 تا خرجتون ميشه. حالا اگه متاهل باشيد يه خونه كوچيكتر ميگيريد مثلا 700 تا يا 600 تا كه يه نفر ميده اون پول رو. خورد و خوراك هم 500 تا. در مجموع با خرجيهاي ديگه ميشه 1200 تا. دانشگاه به شما بيشتر از اين ميده مثلا ماهي 1400 تا. كه درسته پس انداز كمتر ميشه اما شما اينجا 4 يا 5 سال زندگي كرديد اون هم در كنار كسي كه بهتون بالاترين آرامش رو ميده. هم تفريح ميريد هم در كنار هم هستيد هم درس ميخونيد. اگر هم كه دوتايي يه دانشگاه بورس بگيريد كه ديگه چه بهتر. ديگه نور الا نوره. معمولا اگه آقا دكترا بخونه و همسر براي فوق اپلاي كنه كه حالا تفاوت سني هم لحاظ شده باشه با اينكه خانم فاند كامل نداره اما دوتايي همديگر رو ميپوشونن. اينجوري هم با هم درس ميخونيد هم با هم زندگي ميكنيد و مهمتر از همه سالهاي اول زندگي رو به دور از خانواده ها سپري ميكنيد و ميتونيد همديگر رو قشنگ بسازيد تو زندگي به دور از فاميل و مادر شوهر و مادر زن و خواهر شوهر و خواهر زن و (البته ببخشيدا !!! اين يه واقعيته بخوايد يا نخوايد. منظورم تنها و مستقل زندگي كردن اول زندگيه) بهتون قول ميدم پشيمون نميشيد. اينجا امكان ازدواج خيلي محدوده. چون هم اينكه شما از بين آدمهاي كمي بايد انتخاب كنيد شريك زندگيتون رو (از جنس ايراني) با خارجيها هم كه نميشه زندگي كرد چون فرهنگ متفاوتي دارن. البته هستن كسايي كه عاشق هم ميشن و ازدواج ميكنن اما نه براي يه PhD. چون اونها از ليسانس مثلا با هم هستن و آشنا. اما يه دانشجوي دكترا اينجا مگه چقدر با ليسانسه ارتباط داره؟ همون فوق ليسانسم كه قبول ميشيد ميبنيد كه چقدر حالا انتخابها محدود ميشه در مرز دانشگاه نسبت به ليسانس (البته اينها تجربيات منه). اينجا بچه هاي ايراني ميرن ايران زن ميگيرن ميارن اينجا. يا متاهلي ميان. پولشون هم ميرسه. خدا هم كمك ميكنه. ميدونيد چقدر آرامش روحي داريد وقتي متاهل هستيد؟ من مجرد نيستم لذا اينهايي كه ميگم شعار نيست فكر كنيد رو هوا دارم حرف ميزنم. اونهايي كه ازدواج كردن ميفهمن من دارم درست ميگم يا نه. وقتي مجرد هستيد مدام انتظار ميكشيد. آرامش نداريد. در مورد آينده مضطربيد. (البته اگه به اين نقطه نرسيديد هنوز به سن ازدواج نرسيديد كه احساس كنيد به شخص ديگه اي نياز داريد). به اين نگاه نكنيد كه ازدواج براي جوون ايراني به قله اورست تبديل شده (البته نه براي بچه پولداراش). اما عجله نه. همه اينها رو دارم ميگم كه اگه در آستانه ازدواج هستيد به خاطر اومدن ازدواج رو عقب نندازيد. اما نه اينكه حالا ببينيد كيا ميخوان برن و سريع عشق و عاشق بازي راه بيفته و بدون فكر كاري كنيد كه پشيموني به بار بياره. ميگم كلا از ازدواج براي اومدن اينجا نترسيد. هم بيشتر تفريح ميكنيد و هم درس ميخونيد. زنها كلا ميتونن زندگي رو بهتر برنامه ريزي كنن و مديريت. اگه يكيشو داشته باشيد بد نيست :) البته نگيد حالا من ميگم زن ابزاريه براي سر و سامون دادن زندگي نه. چون به نظر من همه چيز رو عاشق شدن بعد از ازدواج تعيين ميكنه. اون عشق در اون مرحله غوغا ميكنه و سرحوله زندگي اونه.

به هر حال تجربه من ميگه زندگي دانشجويي اينجا خيلي خوبه. دلتنگي نداره نترسيد. آدم هميشه از چيزي كه ديد نداره ميترسه. جهل و غفلت هميشه ترس رو به همراه داره. مثل اين ميمونه كه نميدوني تو يه جنگل چي كجاست براي همين ميترسي. اما من رفتم تو جنگل. دارم ميگم جز تجربه و شيريني دوري خانواده براي مدتي و تجربه زندگي در محيطي جديد چيزي نيست. تازه هم درس خونديد هم رفتيد يه توره چند ساله.

ديگه نميدونم چي بگم. موفق باشيد

ويزا (اين قسمت كانادا)

سلام دوستان،


خوب هستيد؟ خوب ديگه كم كم عمر اين وبلاگم داره به پايان ميرسه. چون ديگه مطالب مربوط به اپلاي كردن رو در اون نوشتم كه هدف اصليم بوده البته طبق تجربيات خودم و ميدونم كه كم و زياد خيلي داشته و دوستان محبت به خرج دادن و بنده رو با نظرات مهربانانه خودشون گلوله بارون كردن كه مستحق نبودم و نيستم. اما اگه كارهاي مربوط به پروسه ويزا رو هم بگم ديگه در اين زمينه حرفي براي گفتن نميمونه و بقيشو خودتون ان شا ا... ميايد و ميبينيد. اما تو نظرم هست كه يه پست راجع به رشته هاي پزشكي و انساني بايد بذارم و ان شا ا.. اگه زمان اجازه بده ميگذارم (گرچه عنوان وبلاگ توش فني مهندسي هم هست و خودم تجربه كردم ولي مطالب مربوط به اون دو تا رو ديگه منم مثل شما ميرم ميپرسم از كسايي كه اينجا هستن اما بزرگترين منبع شما همون سايت دانشگاهي هست كه ميخوايد اپلاي كنيد همه چيز رو اونجا نوشته كامل). اگه بتونم يه پست هم راجع به شرايط زندگي اينور آب از ديد يه دانشجو ميذارم كه آيا واقعا اون چيزي كه تو ذهن شما هست، هست يا نه. زمان خودم اصلا ديدي به اپلاي نداشتم و هيچ وبلاگي هم نبود كه بدونم چه كار كنم. يه سري وبلاگ بود اما همش خاطره شخصي بود و به درد اپلاي نميخورد. لذا همشيه يكي از دغدغه هام اين بوده كه وقتي خودم اومدم اينور راه رو براي بقيه دوستان باز كنم تا حدي البته (اگه حالا باز كنه). اگه كسي بخواد اپلاي كنه مطالب همين وبلاگ رو بخونه براش بسه و بقيش ديگه به تلاش خودش بستگي داره. آدم هميشه تو راه اپلاي كردن ميخواد يكي بهش بگه كه "ميشه بري" و اين رو از همون اول باور نداره. اين كه كسي اين رو كي باور ميكنه شخص به شخص داره. من ترم دوم فوق تصميم گرفتم كه برم اما باورم نميشد كه برم يا نرم. اين موضوع زمان برد تا من باورم بشه. اون اولا خيال ميكردم زماني كه هواپيما از خاك ايران بلند شه باورم ميشه. اما خيلي زودتر از اين حرفها باورم شد و زماني كه هواپيما چرخهاش بلند شد باور كنيد يا نه هيچ احساسي نداشتم. چون برام عادي بود. اما يه زماني بود كه خيلي انتظارشو ميكشيدم. چه شبهايي كه با زبان دست و پنچه نرم ميكردم و در روياي آنسوي آبها خودم و سرگرم ميكردم. اما اين آرزو اينها زياد طول نميكشه. ميدونيد تا كي؟ تا زماني كه ديگه واقعا درگير شيد. مثلا ميخوايد يك سال زبان بخونيد و تو اين زمانه كه هنوز درگير اپلاي نشديد و فكر و خيال زياد داريد (من كه اينطور بودم) اما بعد كه قضيه جدي ميشه و ميبينيد كه ديگه داريد كم كم ميريد ديگه نگاهتون هم به اونور اب عوض ميشه. اينو درك نميكنيد تا زماني كه خودتون تجربه كنيد. واقعا از اينور چه ذهنيتي داريد؟ تا حالا به اين فكر كرديد؟ اصلا براي چي ميخوايد بيايد اينور؟ اين رو براي خودتن حل كرديد؟ هم بايد هزينه مالي كنيد هم زماني. با اومدن چي رو بدست مياريد و چي رو از دست ميديد. موازنه كرديد؟ يه وقت نكنه عشق خارج رفتن به سرتون بزنه و تصميم بگيريد بريد. برا رفتن هدف داشته باشيد. هر كي هدف داشته باشه پيروزه و نميبره (با ضمه ب). اين خيلي مهمه كه انگيزه داشته باشيد. مثل زمان كنكور ميمونه. يادتونه؟ يادش به خير. يه شبهايي رو با آرزوي دانشگاه و مهندس و دكتر و اينا صبح كرديم (البته كسايي كه خودشون كمر همت به درس خوندن بستن و امكانات خاصي و معلم خصوصي و .. اينها نداشتن مثل من ميفهمن چي ميگم). اما وقتي اومديم دانشگاه چي شد؟ ديديم نه بابا اونجوريها هم كه ميگفتن نيست. درسته كه بالاخره زندگي يه ذره بهتري داريم اما هدف زندگي بهتر نبوده (بهتر از لحاظ روحي). كي ميگه كه دانشگاه زندگي بهتري از نظر مالي مياره؟ اگه من خودم به جاي دانشگاه ميرفتم بوتيك ميزدم لباس ميفروختم وضعم بهتر بود. اين رو باور داشته باشيد. يه بوتيك الان تو ايران كه من از آشنايان كه كارشون اينه شنيدم كه ماهي صاف 1 سوده اونم نه تو زمان خريد كه ملت خيلي خريد ميكنن. اون مغازه اي كه داره ماهي 5 ميليون تومان اجاره ميده و فقط لباس ميفروشه از كجا مياره؟ اما يه PhD تو ايران چقدر حقوق ميگيره؟ 1 ميليون تومان. اونم باهزار تا بدبختي و مقاله و پروژه و ... . نميگم كار اون دكتر بده اما ميگم اگه براي پول رفته دكتر شده اشتباه كرده چون راه پول در آوردن دكتري نيست. اگرم براي دك و پز رفته كه امروز به جيبت نگاه ميكنن بيشتر و كم هستن كه براشون اين چيزا مهم نباشه اما هستن.

اگه ميخوايد بيايد اينور پولدار شيد اشتباه نكنيد كه بيايد اينور سرخورده شيد. بهترين جا براي پول در آوردن ايرانه. هيچ جا مثل ايران نيست. اينجا يه استاد دانشگاه در سال اول 5000 تا ميگيره اما ايران يه شغل آزاد كه اصلا نيازي به فكر و سختي نداره با يه دلالي ساده ماهي 5 ميليون درمياره. تازه اون دكتر چه زماني به 5000 تا رسيده و اون فرد چه زماني به اون پول رسيده؟ اما يكي هست ميگه من اگه حتي درآمد كمتر هم داشته باشم در آخر بازم ميخوام برم خارج. ميخوام هر طوري شده اونجا رو ببينم. خوب با تور هم ميشه اومد ديد. با دادن مقاله تو كنفرانس هم ميشه ويزا گرفت اومد ديد. اما بعضيها هستن كه بازم هدف بهتري دارن و براي اون هزينه ميكنن. خيليها اومدن اينجا دپرس شدن برگشتن. چون هدف نداشتن. ميخواستن بگن ما هم خارج رفتيم. يه بهونه اي هم درست ميكنن كه مثلا ما براي اون برگشتيم. مثلا خدمت به مملكت. حالا نميگن اينجا نتونستن بمونن و مجبور شدن برگردن.

اما من ميگم شما داريد پدر و مادر و كه عزيز ترين چيزها تو دنيا هستن و نعمت خدا هستن براي من و شما رو ميذاريد ميايد. چه توضيحي براش داريد؟ خيليها وقتي ميان ديگه فكر ميكنن كه ميان اما ديگه برنميگردن. اما من همه اين حرفها رو براي كسي دارم ميزنم كه ميخواد بياد كه بمونه. اين كه كسي داره مياد كه درس بخونه كه دليل نميخواد. همين درس خوندن بزرگترين دليله. آقا جان دارم ميرم درس بخونم. مثل بچه هايي كه شهرستان درس خوندن. اينجا بهتون قول ميدم با درس خوندن تو شهرستان هيچ فرقي نداره به جز اينكه قشنگ تره (البته نه از شمال خودمون) و آسوده تري و بهت اهميت بيشتري ميدن همين. بستگي داره تو دنبال چي باشي. كم ايراني پيدا ميشه اومده باشه اينجا دنبال الافي و خوش گذروني بوده باشه. چون سابقه ايرانيها اين رو نميگه و ايراني اينجا به نظم و درس شناخته ميشه. لذا باز هم ميگم هميشه هدف محكمي داشته باشيد كه تلاش به خاطر اون شما رو از پا در نياره.

ميخواستم راجع به ويزا بگم چي شد!!! حالا ويزاي كانادا و بعد تو پست آينده براي آمريكا. براي كانادا اين مدارك رو آماده ميكنيد:

1- مدرك فوق ليسانس و ليسانس اصل و ترجمه شده به همراه اصل و ترجمه كارنامه ها.

2- كارت پايان خدمت ترجمه (اونايي كه ندارن پاسشون بايد از وزارت علوم و نظام وظيفه مشكلش حل شده باشه. اون هم به اين صورته كه پذيرش رو ميبريد وزارت علوم اونا تو كميته بررسي ميكن كه فورماليتست. بعد نامه ميدن نظام وظيفه. اونها هم نامه ميدن برا اداره گذرنامه و پاستون توش تاريخ خروج ميخوره و حله اما وثيقه بايد بگذاريد)

3- 3 تا فرم مخصوص سفارت كه از سايت فروم (http://www.applyabroad.org/forum/) ميشه گرفت.

4- نامه از بانك كه مثلا 10 تا 15 ميليون تو حسابتون هست (براي كسايي كه پذيرش با fund كامل دارن. اونايي كه بايد به دانشگاه هم پول بدن بيشتر بايد نشون بدن دارن). براي اين كار هم اين پول رو قرض كنيد و بگذاريد تو حساب يك روزه بهتون ميدن اون نامه رو كه بايد ببريد اداره مركزي بانك كه براتون انگليسي يا قابل ترجمه صادر كنن. بعد همون روز هم ميتونيد پول رو برداشت كنيد و برگردونيد به صاحباش. كسايي بودن كه بدون اين پول هم ويزا گرفتن اما من به طور كلي ميگم. ديگه بهونه نمياره سفارت.

5- 100 هزار تومان حدودا به حساب سفارت كه دو هفته بيشتر از تاريخ واريز نگذشته باشه.

6- پذيرش دانشگاه اصل و كپي.

7- نامه حمايت مالي از دانشگاه اصل وكپي.

8- Job Offer يك يا دو تا. نميخواد حتما از شركت باشه. از دانشگاه خودتون نامه بگيريد و بذاريد تو پاكت دانشگاه و بديد مهر دانشكده رو بزنن در پاكت كافيه. اما به انگليسي باشه. اگه بهتون نميدن استادتون كه داره بهتون توصيه نامه ميده بهش بگيد اينم امضا كنه بعد همه رو با توصيه نامه ها كه تو پاكت گذاشتين بدين دانشكده براتون مهر بزنه. اونا كه كاري ندارن توش چيه مهر ميزنن فقط در نامه رو. تازه اين نامه هم الكيه. حالا مثلا با اون نامه دانشگاه موظفه به شما كار بده؟ خودشون هم ميدونن فرماليتست. يكي هم بياريد كافيه.

9- كپي مقالاتي كه در حال دانشجويي يا بعد از فراغت از تحصيل داديد يا حتي submit كرديد رو بديد. براي سفارت مهمه كه شما از درس بعد فراغت از تحصيل دور نيفتاده باشيد. اگر هم كه نداريد ايرادي نداره تو يه نامه يه چيزي بنويسيد بذاريد تو مداركتون كه بفهمونيد به سفير كه من از تحقيقات و مدرسه دور نشدم به اين دلايل. اونها ميفهمن خودشون.

10- ترجمه رسمي شناسنامه و كارت ملي.

11- 3 تا عكس 6 در 4 با يا بدون كرابات فرقي نداره. 

12- گواهي عدم سو پيشينه كه 3 هفته قبل بايد از +10 درخواست بدين.

اينها رو روزهاي يكشنبه تا چهارشنبه ميبريد سفارت تو خيابون شهيد بهشتي كوچه سرافراز. از طرف ايستگاه مترو مطهري خيلي راحت تره. اما بايد اگه زمان خرداد اينها مدارك رو ميبريد ساعت 4 صبح بريد چرا كه ملت ميان اونا اسم مينويسن و از شب سبد ميذارن. شما هم ساعت به نظر من 2 شب بريد اسم بنويسيد بعد بگيريد بخوابيد تو ماشين اگه داريد تخت تا 7 صبح. يا بريد خونتون و برگرديد. بعد اونجا ساعت 7.30 حدودا ميان شماره ميدن و اون شماره به ترتيب اسمي هست كه نوشتيد. سفارت هم بيشتر از 100 تا از اون شماره ها نميده در روز. زياد عقب نيفتيد. بعد مدارك رو ساعت تا ساعت 11 حدودا همه ميدن به درب شيشه اي. و بعد دوباره بهتون شماره ميدن كه بريد داخل. پس دوباره صف وايميستيد. بعد كه رفتيد تو دوباره اونجا هم صف واميستيد. بعد نوبتتون كه شد مدارك رو دوباره ميديد و همونجا يه رسيد بهتون ميدن و مثلا ميگن دو هفته ديگه ساعت 2 بيا اينجا. اگه بهتون زنگ نزدن همون ساعت بريد زودتر هم نريد چون صفي نيست الاف ميشيد. وقتي بعد دو هفته ميريد اونجا يا ميگن خداي نكرده به اين دلايل ريجكت يا فرم مديكال بهتون ميدن. وقتي فرم مديكال رو گرفتيد ديگه شيريني بديد چون اگه ايدز نداشته باشيد و معتاد نباشيد ديگه ويزا رو ميدن بهتون ان شا ا... . بعد فرم مديكال رو ميگيريد با يكي دو تا فرم ديگه. تو يكي از فرمها براتون تيك زدن كه نقص مدركتون اينهاست. دو نكته:

يكي اينكه ممكنه اونها اشتباه هم بكنن. مثلا سو پيشينه بديد بهشون همون اول اما تيك بزنن نقص مدرك. شما فقط يه نامه (*) مينويسيد كه من اينها رو دادم قبلا و بعد بهتون ميگم چه كار كنيد. نكته دوم اينكه لزومي نداره همه مدارك آماده باشه وقتي ميريد سفارت بلكه بعضيها رو اگه نداريد مثل عدم سو پيشينه و اينها، اونها براتون ميزنن نقص مدرك اما بهتره همون اول ببريد.

تو اون فرمها كه با مديكال بهتون ميدن يه فرم هست كه پزشكهاي معتمد سفارت توش هست و بايد پيش اونها بريد. بهترين اونها دكتر پيجاشريف هست كه كوچه مير عماد تو مطهري نزديك سفارت هست نرسيده به مترو مطهري. شما همين كه فرم مديكال رو گرفتيد و در حالي كه ديگه عروسيتونه انگار (البته اگه معتاد و .. نيستيد) ميريد پيش دكتر كه ساعت 3 مياد (پول هم 50 تومان با خودتون ببريد و عكس 3-4 تا 3 در 4 از اين در پيتها). بعد دكتر معاينه ميكنه و قد و اينها رو اندازه ميگيره و ... يه نامه ميده براي عكس از ششهاتون. آدرسم ميده شما قبل از اينكه بريد عكس از شش بگيريد ميريد يكي دو تا كپي از فرمهاي دكتر ميگيريد (كه بايد بديد به دكتر همون موقع) و بعد ميريد دو كوچه بالاتر عكس از ششهاتون ميگيريد و 15 تومان هم پياده ميشيد و اونها عكس رو خودشن براي دكتر پيجاشريف ميفرستن. هزينه دكتر شريف هم 170 هزار تومان ميشه كه 20 يا 30 تومان به دانشجوها تخفيف ميده (جاهاي ديگه صاف 200 تومان ميگيرن. البته لازم نيست همش رو اول بديد بقيش رو جواب آزمايش خون كه اومد ميديد). بعد ميريد همون موقع به بيمارستان نميدونم چي تو بلوار كشاورز. از ميدون وليعصر يه كم جلوتره به سمت كارگر كه ميريد. اونجا آزمايش خون و اعتياد ميديد و 30 تومان هم ميديد و فردا بعد از ظهر ميريد جواب رو ميگيريد و ميبريد برا دكتر شريف. عكس ششها هم كه رسيده. اون هم ميفرسته برا مركزشون تو فرانسه و اونها خودشون بعد دو هفته يا سه هفته ميفرستن براي سفارت كانادا تو ايران.

شما اون روزي كه مديكال ميگيريد ميريد آزمايش ميديد و اين كارها تا فردا (كه بالا گفتم). بعد دو هفته صبر ميكنيد و منتظر زنگ سفارت نميشيد بيخودي (گوش ميكنيد يا نه) ميريد دقيقا دو فته بعد اونجا و اون رسيد اوليه كه بهتون دادن روز اول رو ميبريد (گم نكنيد اون رسيد رو ها). اونها هم وقتي كاره همه تموم شد به حرف شما گوش ميكنن (برا همين ساعت 12 اينها بريد خوبه). بعد چك ميكنن اگه اومده باشه ميگن مديكال اومده و نقص مدارك رو با نامه (*) بهشون ميديد. اگه نيومده بود بازم يكشنبه يا چهارشنبه بعد ميريد. انقدر ميريد تا بگن اومده. منتظر اونها نميمونيد كه زنگ بزنن كه نميزنن ديگه (گرچه تو فرمها نوشته ميزنن اما گوش نديد). بعد نقص مدرك رو ميديد و يك يا دو هفته صبر ميكنيد. بهتون ديگه ايندفعه زنگ ميزنن اما اگه نزدن هم بعد دو هفته پاشيد بريد اونجا بپرسيد نميزننتون كه. اما زنگ ميزنن برا ويزا. بعد ميگن ويزا رو گرفتي بيا بگير فلان ساعت و خلاص.

وقتي براي اولين بار سفارت ميريد هم كم كم دنبال رزرو بليط باشيد براي حدود 6 هفته بعد. اگه ويزا عقب بيفته اون رو هم جا به جا ميكنيد خرجي نداره مجانيه.

بعد كه ويزا رو گرفتيد و بليط رو هم گرفتيد ديگه ميريد چمدون رو ميبنديد ان شا ا... . آجيل بياريد و بشقاب و قاشق و ادويه جات و قابلامه و ماهي تابه و سبد و گوشكوب و ... اگه جا داريد. اما غير گوشكوب همه چي اينجا هست. قيمتها هم دو برابر ايرانه. زياد گرون نيست. اما اگه جا دريد بياريد. چمدون هم اگه با Iran air ميايد تا يه مسيري رو ميتونيد دو تا چمدون 32 كيلو بياريد با يه ساك متوسط تا 10-15 كيلو كه ببريد تو هواپيما. اگه دو تا ساك كوچولو هم داريد ميشه زياد گير نيستن. بليط رو هم لزومي نداره رفت و برگشت بگيريد شركتهاي هواپيمايي حرف مفت زياد ميزنن كه دو طرفه بايد باشه و ... . يك طرفه بگيريد كه حدود 1 ميليون ميشه (براي كانادا و شرق اون مثل تورنتو و مونترال و ...). اگه ساعت 7 صبح از ايران پرواز داريد و زياد تاخير نداشته باشيد ساعت حدود 8 شب ميرسيد كانادا و ميريد هتل يا خونه دوستان تا صبح بريد دنبال خونه نزديك دانشگاه. خونه هم زياد نگران نباشيد. يه روز بگرديد پيدا ميكنيد. كسايي هم كه full fund پذيرش دارن زن بگيرن يا شوهر كنن بعد بيان اگه دوست دارن. خيلي بهشون بيشتر خوش ميگذره. اگه دوست داشته باشيد در مورد اون هم يه پست ميذارم.

موفق باشيد.


اپلاي آنلاين (قسمت دوم)

سلام دوستان.

در ادامه اپلاي آنلاين بايد بگم كه پس تا حالا شروع كردين به ميل زدن به استادها و آماده هستين كه امتحان تافل بدين (البته تا 2-3 ماه ديگه وقت هست اما به نظر من امتحان يك بار بدين با آمادگي كامل كه اگه خوب نشد نمرتون، زمان براي جبران باشه). و امتحان آبان ماه GRE رو هم فراموش نكنين چون از تافل مهمتره. لغات اون رو هم از 6 ماه پيش بايد شروع ميكردين اما اگه شروع نكردين باز هم دير نشده.

شروع كنين به گرفتن توصيه نامه ها ديگه از الان كه آماده باشه 1-2 ماه قبل از اپلاي كردن. چون اون آخرها سرتون شلوغ ميشه. به طور كلي براي 10 تا دانشگاه، با كلاس هاي مختلف اپلاي كنيد.

به طور متوسط 15$ براي هر دانشگاه ميخوايد فقط براي نمره تافل تا ETS اون رو به دانشگاهي كه ميخوايد بفرسته. 20$ هم اگه اشتباه نكنم براي نمره GRE براي هر دانشگاه بايد بديد كه نمرتون به اون دانشگاه مربوطه از طريق ETS برسه. 80$ متوسط براي APPLICATION FEE لازم داريد براي هر دانشگاه. 25 هزار تومان هم براي پست DHL براي هر دانشگاه نياز داريد. هر دانشگاهي حدودا 120$ براتون آب ميخوره.

اما براي اپلاي كردن بصورت آنلاين. ميريد تو سايت دانشگاه (كه با وارد كردن اسم اون در گوگل براحتي پيدا ميشه). ميريد تو قسمت admission يا future students بعد ميريد تو قسمت graduate admission كه شما اونجا كار داريد. بعد ميريد تو قسمت requirement اونجا همه چيز رو نوشته. از جمله فرمهاي توصيه نامه يا فرمهاي ديگه اي كه نياز داريد و الي آخر. قدم به قدم با اون پيش ميريد. يا از اون صفحه و صفحاتي كه لازم داريد پرينت بگيريد يا توي يك دفتر براي هر دانشگاهي يه پرونده درست كنيد كه همه چيز رو بنويسيد. از جمله نمره زبان مورد نياز، مدارك، آدرس، تلفن، ايميل، كد دانشگاه براي ETS و ... . بعد از اينكه اين قسمت رو خونديد ميريد تو دپارتمان مربوطه تو همون دانشگاه و ببنيد مدرك اضافي چيزي ميخواد يا نه. مثلا فرم توصيه نامه برا بعضي دپارتمانها فرق داره با دپارتمان ديگه كه تو قسمت توصيه نامه گفتم همه رو. خلاصه ليست مدارك هر دانشگاهي معلوم باشه كه اشتباه نكنيد. معمولا برا هر دانشگاهي اين مدارك اصلي هست چك كنيد كه جا نگذاريد:

1- كارنامه ليسانس و فوق ليسانس- كارناه شما لزومي نداره حتما رسمي باشه. اين رو تو همون قسمت requirement دانشگاه نوشته كه ميشه رسمي باشه يا نه. غير رسمي هم در ابتدا قبول ميكنن بعضيها. اما شما مدركتون رو بخريد و كارنامه هاي رسمي رو بگيريد و ببريد وزارت علوم تاييد كنه كه بعد بديد ترجه رسمي كه سه روزه بهتون بدن. ببينيد بالاخره بايد رسمي بديد چه بهتره همين اول رسمي بديد. فرقش 100 هزار تومنه ديگه. كلا بايد براي 10 تا دانشگاه 200 هزار تومان براي ترجمه رسمي كنار بگذاريد (بيا اين همه خرج كنيد، تازه دولت هم ازتون 2 ميليون تومان بگيره كه مدرك آزاد كنيد بعد ميگن برگرد به مملكتت خدمت كن. اگه كسي هم برگرده ميتونه دليل هاي بهتري به غير از خدمت به مملكت داشته باشه چون مملكت هر چي خدمت كرد و پس گرفت با عرض پوزش). خلاصه آزاد كردن مدركتون 1 ماه ممكنه با ترجمش طول بكشه پس برنامه ريزي كنيد.

2- مدرك ليسانس و فوق ليسانس- مدرك شما با همون كارنامه هاي رسمي آزاد ميشه و هر دو تاشو بعد از پرداخت پول ناجوانمردانه به دانشگاه بهتون ميدن. جاي نگراني نيست. اما همه رو بايد ببريد وزارت علوم كه تاييد شن. وزرات علوم هم زمان تاييد شدن يا كارت پايان خدمت ميخواد يا نامه از دانشگاه كه شما دانشجوييد و الا تاييد نميكنه. تاييد هم نكنه ترجمه رسمي مهر وزارت خارجه نميزنه و اگه اون نباشه ديگه ترجمه شما اهميت اداري نداره. يه نامه هم به نام نامه لغو تعهد براي ليسانس بهتون ميدن كه اون رو هم بايد ببريد وزارت علوم. جا بذاريد يه روز ديگه بايد الاف شيد. اونجا هم 1 ساعته كارتون تموم ميشه لزومي هم نداره حتما خودتون بريد بديد دوستاتون ببرن.

3- توصيه نامه- كه قبلا همه رو توضيح دادم.

4- SoP

5- كپي نمره TOEFL و GRE نه اصلش ها!!!!!!!!!!!!!!!!!! اصلش يكي هست كه اونم براي خودتونه. اينو برا اين ميگم كه اگه ETS اينور اونور شد نگران نباشيد. (نمره از ETS حدودا دو يا سه هفته زمان ميبره تا برسه)

6- رزومه به همراه كپي صفحه اول مقالات

7- كپي نامه كنفرانسها و جايزه هايي كه دريافت كرديد و چيزهايي از اين قبيل.

8- فرمهاي اضافي كه همون دانشگاه درخواست ميكنه كه دانلود كنيد و پرينت بگيريد و با مدارك بفرستيد.

بعضي دانشگاه ها دو نسخه هم از مدرك ليسانس و هم فوق ليسانس و نيز كارنامه هاتون ميخوان. يادتون باشه دو نسخه براشون بفرستين. خسيس بازي درنيارين بگين ولش كن. البته مداركتون بررسي ميشه اما بعدا بايد 25 هزار تومان ديگه پست كنين براشون. و بعد هم اگه نفرستين تو پذيرشتون ميزنن كه اين بابا بايد اين رو بياره تا كارش OK شه و در واقع پذيرش CONDITIONAL ميدن بهتون. البته سفارتها رو اين خيلي گير نيستن اما مگه آخه بيكاريد برا خودتون دردسر درست كنيد؟

همه اينا رو ميگذاريد تو يه كاور پلاستيكي ميبريد اداره پست نه پست DHL. چون اداره پست با DHL قرارداد داره و شما به پست 25 هزار تومان ميديد اما به خود DHL اگه بريد بايد 50 يا 60 هزار تومان بديد. هيچ فرقي هم نميكنه كه اون رو از طريق دانشگاه پست كنيد يا بيرون، اهميتي نداره. چون معمولا دانشگاه ها اينجا دلال بازي در ميارن و 6-7 هزار تومان اضافه ميگيرن و بعد خودشون ميبرن ميدن اداره پست اين نامردا. مثل دانشگاه تهران كه ما سرمون اون اولاش كلاه رفت.

اگر با دوستتون يا يكي كه ميخواد مدركشو به همون دانشگاه بفرسته با هم بفرستيد بره براي پست فرقي نداره و پول پست نصف ميشه. اما از نيم كيلو بيشتر نشه كه 10 هزار تومان هم اضافه ميشه كه باز هم به نظر من ميصرفه. روي پاكت هم آدرس پستي رو ميخوايد و هم يادتون باشه ها تلفننننننننننننننننننن اون دانشگاه. خيليها كه ميومدن مدرك پست كنن تلفن نداشتن مجبور بودن برن حالا تو سايت سه ساعت دنبال تلفن بعد دوباره بيان پست و ... خلاصه الافي. روي پاكت هم اسم و تاريخ تولد و دپارتماني كه ميخوايد بريد رو بنويسيد و بعد پست ميكنيد به اميد خدا.

بعد كه پست كرديد اداره پست يه تلفن بهتون ميده كه به اونجا فردا زنگ ميزنيد و يه باركد بهتون ميده كه ميتونيد محموله پستي خودتون رو آنلاين لحظه به لحظه چك كنيد كه كجاست. حدود يك هفته طول ميكشه مدرك برسه به دانشگاه عجله نكنيد.

قبل از اينكه مدارك رو پست كنيد بايد اپلاي آنلاين انجام داده باشيد. براي اين كار تو قسمت admission يه قسمت داره apply وارد اون قسمت كه بشيد براي خودتون account درست ميكنيد و وارد سيستم ميشيد. لزومي نداره حتما همه كار اپلاي رو همون موقع تموم كنيد ميتونيد ذخيره كنيد بعدا بيايد و ادامه بديد. توي اون قسمت ديگه اطلاعات شخصي و تاريخ تولد (اينجا رو نوشته بودم تاريخ توليد، شانس آوردم دوباره خوندم متن رو و الا آبروم ميرفت) و اينها رو ميخوان ازتون. نمرات زبان رو وارد ميكنيد و معدل ليسانس و فوق ليسانس بصورت نمره از 4. معدل فوق بدون پايان نامه از 4. محل دبيرستان و ليسانس و فوق و اينها رو ميپرسه. به قسمت توصيه نامه كه رسيديد چون داريد بصورت كاغدي اقدام ميكنيد هيچ ايميلي وارد نكينيد. اصلا ايميل وارد سيتم اونها نكنيد از استادها اگه ميخوايد كه كاغذي بفرستيد يادتون باشه، در هيچ جا. SoP رو هم بعضيها آنلاين ميگيرن شما هموم رو كپي پيست كنيد و بعدا بصورت كاغذي هم تو مداركتون براشون بفرستيد. بعضي دانشگاه ها مثل Georgia Institute of Technology علاوه بر اينكه ازتون SoP ميخوان، وقتي ميخوايد اپلاي آنلاين كنيد يه سري سوالها ميپرسن ازتون كه جوابش مثل چيزهايي هست كه تو SoP نوشتيدو تو اون قسمتها سعي كنيد چيز ديگه اي آماده كنيد و پر كنيد و الا از SoP هم باشه مشكل نداره. آخر سر هم ميگه اين شماره مثلا پيگيري شما. يك سري اين شماره رو قبل از پرداخت fee بهتون ميدن يك سري هم بعد از اينكه با كارت اعتباري پول رو پرداخت كرديد. بعضي دانشگاه ها اين كد رو ميخوان كه روي مداركتون بنويسيد بعضيها هم اصلا كدي به شما نميدن. اينكه از كجا كارت اعتباري بگيريد رو بعدا بهتون ميگم نگران اون نباشيد.

بعد از اينكه پول رو داديد ديگه تمومه كار شما. بهتون يه account جديد ميدن كه باهاش بتونيد حالا بصورت آنلاين ببينيد پرونده شما تو اون دانشگاه در چه مرحله اي هست و اين با account ي كه خودتون برا اپلاي درست كرديد فرق داره و كاملا محرمانه هستش و شما اونجا ميتونيد ببينيد كه مثلا تافل شما رسيده يا نه يا كارنامه ها پروسس شده يا نه و همه چي رو كنترل كنيد. اما تا به روز بشه يك ماه طول ميكشه. شما زماني كه اپلاي كرديد سريع مدارك رو پست كنيد و تا يك ماه ديگه مثل اين بچه هاي خوب بشينيد تا مدارك شما آنلاين شه. اونها همه چيز رو آنلاين به شما خبر ميدن و جواب نهايي هم، هم بصورت ايميل و هم در سايت و هم در خونتون با پست تحويل ميگيريد كه مثلا دانشگاه Texas شما ر.... (يعني خداي نكرده ريجكت) پذيرفته شديد.

بعد كه جواب اومد ديگه امضا بازيه ديگه و تحويل بازاره. اونها ميدونن كه مثلا شما ممكنه چند جا اپلاي كرده باشيد. تو نامه اولي كه به شما ميدن ميگن پذيرفته شديد و انقدر پول به شما ميديم و شهريه رو هم بخشيديم به شما مثلا. شما يك ماه حدودا زمان داريد تا قبوي كنيد اين پيشنهاد رو از اون دانشگاه. چون ممكنه جاي بهتر با پول بهتر به شما پيشنهاد بده. لذا صبر كنيد تا همه جوابها بياد. همه هم معمولا يه جوري مياد كه بتونيد انتخاب كنيد. اما در نهايت تا اون deadline كاراتون انجام شده باشه و تصميم گرفته باشيد. حالا يه سري معيارهايي هم هست كه براي هر شخصي فرق داره كه به شهر فكر كنه يا به دانشگاه.

لطفا خواهشا ملتمسا يه يكي تو آمريكا جواب بديد به يكي تو كانادا و آبرو ريزي نكنيد (چون همين كه به يكي تو كانادا يكي تو آمريكا جواب مثبت بديد آبرو ريزي هست اما چه ميشه كرد ايرانه ديگه با سياست خودش مجبور ميكنه ما رو از ترس ويزا اين كارها رو كنيم. بالاخره اسرائيل بايد از صحنه روزگار حذف شود. همينطوري كه نيست بابا جان) كه اسم ايرانيها بد در بره. اگه به دو جا ok بديد تو يه كشور اونا ميفهمن و خيلي بد ميشه حواستون باشه.

بعد كه پذيرفتيد اون پيشنهاد رو يك ماه صبر ميكنيد تا نامه پذيرش رسمي بياد در خونه و بعد بريد سفارت به اميد خدا.

من نميدونم چيزي رو از قلم انداختم يا نه. به هر حال اگه سوالي بود بپرسيد در خدمتم. سوالاتونم در مورد اپلاي كردن باشه لطفا چون به بقيه سوالها وقت نميكنم جواب بدم و بعضيها رو هم كه خارج موضوع هست حقيقتش بلد نيستم و الا جواب ميدادم.


با آرزوي پذيرش براي همه بچه هايي كه قصد كردن كه اين قدم بزرگ رو بر دارن و براي تحصيل برن خارج از كشور. 

موفق باشيد

اپلاي آنلاين (قسمت اول)

سلام به همه دوستان.

با عرض پوزش و شرمندگي بابت ديركرد اينجانب به علت مشكلات عديده.

همونطور كه گفته بودم حالا همه RECO ها رو گرفتن و SOP ها رو هم نوشتن و زبان ها رو هم كه از قبل شروع به خوندن كردن و الان منتظر اپلاي كردن هستن.

زمان اپلاي كردن كي باشه؟ معمولا دانشگاه هاي امريكا دو نوبت ورودي دارن، يكي پاييز كه همون FALL هست و اون يكي WINTER كه همون دي بهمن خودمون ميشه. دانشگاه هاي امريكا معمولا براي پاييز زيادتر پذيرش ميدن و پذيرش زمستون كمتره و به ندرت ديده ميشه اما امكان پذيره. اما كانادا معمولا حداقل دو نوبت پذيرش رو داره و بعضي جاها سه نوبت كه اون يكي تابستونه. شما اگه بخواهيد براي پاييز اپلاي كنيد بايد تا 10 آذر حدودا اپلاي كرده باشيد كه ميشه همون Jan 1. اما خوب بعضي دانشگاه ها هم تا 15 Jan باز هستن و بعضي ها تا Nov. اين رو دقيقا بايد توي سايت دانشگاه و حتي تو رشته خودتون نگاه كنيد. چون deadline براي بعضي دانشكده ها زودتر از دانشگاه هست. شما كاري به اين حرفها نداشته باشيد بايد هم براي دانشكده رو نگاه كنيد هم براي دانشگاه رو. (دانشكده منظورم دپارتمانه) و deadline براي ترم زمستون هم معمولا اول Oct هست اما بازم اينور اونور داره و بعضي از دانشگاه ها هم كه اصلا براي زمستون پذيرش نميدن. شما تا زمان deadline بايد مداركتون دست دانشگاه باشه نه اينكه تازه اپلاي كنيد. اين هم به اين معني هست كه اپلاي آنلاين با كارت اعتباري ميكنيد و مدارك رو هم با پست DHL يا TNT ميفرستيد به آدرسي كه خودشون ميگن. اين پست معمولا يك هفته طول ميكشه. لذا پس يادتون باشه كه 15 روز يا نهايتا يك هفته قبل از DEADLINE اپلاي كرده باشيد.اين از زمانش.

پراي اپلاي چه كار كنيد؟

ديگه تا حالا بايد تصميمتون رو ميگرفتيد كه كجا ميخوايد اپلاي كنيد و دقيقا كدوم دانشگاه. وقتي دانشگاه رو انتخاب كرديد بايد از همين الان شروع كنيد ايميل زدن به استادها و البته يه ذره ديرتر هم بهتره. مثلا ايميل رو از مهر شروع كنيد به زدن و به نظر من تا زمان deadline به اين ايميل زدن ادامه بديد. اما مدارك رو زودتر بفرستيد. البته اگه يه دانشگاه رو مد نظر داريد كه حتما بريد در اين صورت حتي اگه استاد هم پيدا نكرديد اپلاي كنيد. براي كانادا بايد به استاد ايميل بزنيد اما براي امريكا نيازي نيست و اگه هم بزنيد بد نيست. اما با يك استاد صحبت كنيد براي امريكا. براي كانادا هم اگه ايميل زديد استاد جواب نداد تا 2 روز دوباره ايميل بزنيد اگه بازم تا دو روز جواب نداد به يكي ديگه تو همون دانشگاه ايميل بزنيد. و به دو تا استاد از يك دانشگاه با فاصله كم ايميل نزنيد.

آدرس ايميل استاد ها رو هم براي هر دانشگاه اينطوري ميتونيد پيدا كنيد كه اسم دانشگاه رو توي گوگل بزنيد و بعد اسم دپارتمان رو. يعني مثلا:

University texas at austin department mining engineering

بعد توي قسمت يا people يا research يا faculty ميتونيد اسامي استادها و نيز ايميل ها رو ببينيد. يادتون باشه به استادهايي كه emeritus يا بازنشست هستن ايميل نزنيد. شده دوستان به بنده خدا ايميل ميزنن مثلا اون الان تو بيمارستان داره از دنيا ميره. به استادهاي خيلي پير ايميل نزنيد چون حس و حال دانشجو رو ديگه ندارن. به استادهاي خيلي جوون هم ايميل اول نزنيد كه خيال ميكنن از دماغ فيل افتادن. بعدا اگه كسي رو پيدا نكردين حالا چاره اي نيست. تو ايميل هم زماني ايميل بزنيد كه استاد مثلا خواب نباشه. چون از همه جاي دنيا ايميل ميزنن و اگه مثلا ساعت 2 صبح اونها بزنيد بعد شما تا صبح 100 نفر ديگه هم ايميل ميزنن و مال شما (اگه اينباكس طرف بر مبناي جديد ورودي باشه كه مرتب بشه) ميره آخر و اينجوري اون ديگه حال نداره بره آخر رو ببينه. بعد ساعت 7 اونا تقريبا ايميل بزنيد. البته باز هم الان هم وطن هاي عزيز هم اين كار رو ميكنن و خوب نيست كه من اين رو گفتم اما حداقل از اون هندي و از اون چيني يه ذره جلو مي افتيد. اگر هم تو شهريور مهر به استاد ايميل بزنيد معمولا كمتر جواب مبدن استادها چون با خودشون ميگن شايد بهتر هم اپلاي كنه. اما اگه يكي تو آذر ماه بهتون جواب داد بگيريدش كه در نره. يعني دانشجو ميخواد و پيدا نكرده.

اما تو ايميل به استاد چي بگيد. دقيقا همين رو به انگليسي بنويسيد:

اينجانب فلان فلاني (ببخشيد بسم ا.. الرحمن الرحيم) فارغ التحصيل دانشگاه فلان در سطح فلان (فوق، ليسانس، ...) در حال تحصل در ترم آخر هستم (يا فلان سال فارغ شده ام). من به زمينه هاي كاريه -- و -- و -- علاقه مندم. زمينه كاريه شما به من نزديكه و دوست دارم كه براي دكتري ادامه تحصيل بدم (يا فوق). ممنون ميشم اگر اگه جاي خالي توي گروه داريد به من بگيد.

و بعد روزمه خودتون رو بهش پيوست كنيد. حالا هر كسي به سليقه خودش مطالبي رو ميتونه به اون اضافه كنه. انشا هم نيست كه كيلويي باشه هر كي بيشتر بنويسه استاد خوشش بياد. اگر كسي رزومه خوبي داشته باشه موفق ميشه انشاا... . توي موضوع ايميل هم بنويسيد درخواست كننده دكتري يا فوق ليسانس.

خيليها نگران اين هستن كه با yahoo  و gmail  و امثالهم به استادها ايميل نزنن. بابا جان،‌ اگه استادي دانشجو بخواد واقعا مگه خوله كه اينها رو فيلتر كنه؟ اگه هم دنبال كلاس گذاشتن و ايميل بازيه كه اصلا با اون پروژه بر نداريد بهتره. من خودم به تمام استادها با yahoo ايميل زدم و جواب ميدادن و مشكلي هم نبود. البته نريد يه وقت با اين ايميلهاي آنچناني بهشون ايميل بزنيد. مثلا دوستان بودن با اين ID ايميل ميزدن:

eshgh_footbal@yahoo.com

nastaran.fghtu58787@yahioo.com (انگار مثلا كد نويسيه)

باباجان، يه ايميل درست كنيد كه اينطوري باشه: n.ahmadi@yahoo.com 

آخه اگه والا به دانشگاه ياقوز آباد هم با اين چيزا ايميل بزنيد جوابتون رو نميدن. البته شايد هم بدن اما خوب آدم چرا كاري كند كه ...

بعد هم كمال ادب رو رعايت كنيد وقتي ايميل ميزنيد. البته ما ايراني ها خيلي مودب هستيم. اين رو جدي ميگم. اما خوب بعضي ها هم هستن كه... مثلا يكي از دوستام به يك استاد تو كلگري ايميل زده بود كه :

Dear prpfessor XYZ,

this is .....and felan

sincerely,

Arash

بعد استاد ايميل زده بود كه :

Dear Arash,

felan felan felan

David Aroshinger

بعد اين دوست ما ايميل زده بود :

Hi David,

اfelan felan felan

ديگه استاده جواب نداد. آخه يكي نيست بگه بابا جان مگه چي شده انقدر زود پسر خاله ميشي. حالا اون گفت فلاني تو كه ديگه نبايد اون رو اينطوري خطاب كني. البته دليل جواب ندادنش طرز ايميل زدن به استاد بود نه اون خطاب. اما خوب كسي كه تو خطاب خودش اينها رو رعايت نكنه تو نوشتن هم سوتي هايي ميده. مثلا من هنوز استادم رو به اسم كوچيك صدا نكردم اونم خوشش مياد و همه گروه هم اون رو به هيمنطوري خطاب ميكنن. آدم به آدم فرق ميكنه. اما هيچ كسي از اينكه احترام ببينه بدش نمياد. اما استاد دوستم خودش ميگه من رو به اسم كوچيم خطاب كنيد.

توي رزمه هم سعي كنيد معدل ليسانس و فوق رو اول بياريد بعد بريد سراغ مقالات و بعد زبان و بعد حرفاي ديگه و وقت اون ينده خدا رو تلف نكنيد كه خسته شه. بفهمه الكي آب و تاب نميديد. البته ايرادي هم نداره بزرگ نمايي خوب هم هست اما در حد متعارف. براي اونها همونهايي كه گفتم بيشتر مهمه.

يادتون باشه كه حتما سايت استاد رو ببينيد كه چي نوشته. ممكنه اصلا طرف دانشجو نخواد يا مثلا نوشته باشه روي اين موضوع خاص هر كي علاقه مند هست ايميل بزينه. و شما اگه همينطوري ايميل زده باشيد كه سايت شما فلان ... ميفهمه بيخودي ميگيد. اين موضوع زمان خودم زمان اپلاي پيش اومده بود و خدا رو شكر رفع سو تفاهم شد و استاده معذرت خواهي كرد. چون من موضوعي رو از صفحه دانشگاه در آورده بودم كه مثل اينكه سايت شخصي اون استاد يه سري موضوعات خاص رو ميخواست و بعد فهميد كه من منظورم چي بوده.......

فعلا اينها رو آماده كنيد تا بريم سراغ سايت دانشگاه كه چه جوري اپلاي كنيد.

اين داستان هم ادامه دارد چون الان ديگه دير وقته و سر من هم همش داره به مانيتور نزديك ميشه و تا لحظاتي ديگه برخورد صورت ميگيره.


موفق باشيد. (اين كيبورد ما هم درست شد راستي ())


update

سلام.

ميدونم غيبت طولاني داشتم اما تا 2 روز ديگه برميگردم و جبران ميكنم.

از اين به بعد وارد پروسه اپلاي ميشيم كه دقيقا بدونيد براي اپلاي آنلاين چه كار كنيد. اما اين كيبورد فارسيم خراب شده تا درست شه 3-2 روز ديگه ميشه. اينم با هزارتا بدبختي و حدس و خطا تايپ كردم. اما با دست پرميام ايشاا... .

نماز و روزه همگي قبول انشاا... ما رو هم دعا كنيد.